محمد ناصری - روزنامه اطلاعات|در روزهایی که جهان از درگیریهای آشکار خسته شده، ایالات متحده با رویکردی تازهتر و در عین حال خطرناکتر، قدرت خود را در نیمکره غربی به رخ کشیده است و برای ایران نیز خط و نشان می کشد. ربایش «نیکلاس مادورو» رئیسجمهوری ونزوئلا، توسط نیروهای ویژه آمریکایی در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ، نمونهای تکاندهنده از بازگشت منطق کهنه مداخلهجویی واشنگتن است؛ منطقی که در پشت چهره تغییر یافتهاش، همان عطش دیرینه برای نفت و کنترل بر دیگر کشورها را پنهان دارد.
ونزوئلا با داشتن بزرگترین ذخایر نفت جهان، سالهاست هدف فشارهای اقتصادی و سیاسی آمریکا بوده است. در دل این ماجرا، نفت نه فقط کالایی استراتژیک، بلکه بهانهای برای نقض استقلال یک ملت از سوی واشنگتن است. دولت ترامپ با طرحی که بعدها «عملیات ربایش مادورو» نام گرفت، نشان داد که برای دستیابی به منابع و بازسازی نفوذ خود در آمریکای لاتین و تسلط بر منابع انرژی جهان همه راهها و نقشه ها را دنبال می کند. گاهی نظیر عراق به جنگ نظامی روی می آورد و آنجا که نیازی به جنگ تمامعیار ندارد؛ کافی است از مجموعهای هماهنگ از نفوذ، تحریم و عملیات نظامی محدود بهره بگیرد تا دولتی مستقل را از پا درآورد.
در نگاه واشنگتن، آمریکای لاتین هنوز «حیات خلوت» ایالات متحده است؛ منطقهای که دولتهای آن باید در مدار اراده واشنگتن حرکت کنند. از کودتای شیلی توسط دیکتاتور معروف «آگوستو پینوشه» تا بحران نیکاراگوئه، تاریخ این منطقه گواهی است بر سیاستی قدیمی که به زبان جدید بیان میشود: اگر پروژه دموکراسی نتیجهای مطابق میل آمریکا نداشته باشد، دموکراسی کنار گذاشته میشود. ترامپ، در جریان بحرانهای سیاسی ونزوئلا که خود آمریکا در آن نقش بسیاری داشت، برخلاف شعارهایش، نه تنها از مخالفان مادورو حمایت مؤثر نکرد، بلکه آنها را به بازی گرفت.
حمایت ظاهری از چهرههایی مانند «ماریا کورینا ماچادو» دریافت کننده جایزه صلح نوبل در سال جاری، بیشتر بهانهای برای تحکیم کنترل اطلاعاتی و سیاسی بود تا تلاشی برای برقراری مردمسالاری. مخالفان داخلی نیز قربانی دوگانگی سیاستهای واشنگتن شدند؛ ابتدا با وعده حمایت، و سپس با بیعملی سیاسی در حساسترین لحظات.
در این میان، البته، اشتباهات شخص مادورو هم غیرقابل انکار است. تمدید دوره ریاست جمهوری و محدود کردن آزادیهای سیاسی، فضای داخلی ونزوئلا را تیره کرد و شکاف اجتماعی آن را گسترش داد. این اشتباهات سیاسی، زمین را برای نفوذ بیگانه آماده ساخت. جریان نفوذ اطلاعاتی و رسانهای خارجی، که سالها در داخل ونزوئلا فعال بود، سرانجام آخرین ضربه را به دولت زد و در موفقیت اخیر عملیات ربایش آمریکا نقش جدی ایفا کرد.
ترامپ با این اقدام، نه تنها یک رئیسجمهور و یک کشور را تحقیر کرد، بلکه معنای استقلال دولتها را زیر سؤال برد. ربودن رئیس دولت یک کشور مستقل، توهینی آشکار به قواعد بینالمللی و اصل حاکمیت ملی است. در ظاهر، واشنگتن ادعای «احیای دموکراسی» داشت، اما در واقع، ضربهای سنگین بر پیکر نظام حقوقی بینالمللی و استقلال کشورها وارد کرد و با چنین رفتاری، معنای مردم سالاری و قوانین بین المللی را بیش از پیش در معرض فرسایش مشروعیت قرار داد.
عملیات نظامی آمریکا علیه ونزوئلا، نه جنگی همهجانبه، بلکه ربایشی سریع و حسابشده بود. در کمتر از چند ساعت، نیروهای مخصوص مادورو را بازداشت کردند و دولت کاراکاس در شوکی عمیق فرو رفت.
این مدل از اقدام نظامی، نشانهای از تحول روشهای مداخلهگری در قرن بیستویکم است؛ حمله بدون اعلام جنگ. اما با وجود دستگیری و ربایش رئیس جمهوری ونزوئلا هنوز روشن نیست آیا ترامپ در دستیابی به اهداف خود موفق شده است یا نه. ونزوئلا، با وجود بحران، هنوز روح مقاومت در برابر دخالت خارجی را زنده نگه داشته و مردمش در جستوجوی حاکمیتی هستند که نه از واشنگتن بترسد، و نه از سایه گذشته خود.
دولت ونزوئلا حتی در غیاب مادورو تلاش می کند همچنان از استقلال و منافع کشورش دفاع کند. در چنین شرایطی، ربایش مادورو، صرفاً یک حادثه سیاسی نیست بلکه هشداری است برای جهان. این حادثه نشان داد دموکراسی وقتی در دست قدرتهای بزرگ به ابزار نفوذ تبدیل شود، دیگر نه وعده آزادی، بلکه پوششی برای تصرف و مداخله خواهد بود. به همین دلیل، این رویداد، درسی مهم برای تمام ملتهایی است که در پی حفظ استقلال خود هستند و به آنها هشدار می دهد که به وعده های فریبنده آمریکا و رئیس جمهور آن هرگز اعتماد نکنند.
کشورهای منطقه خاورمیانه، از جمله ایران، با درک درست از نفوذ خارجی و اهداف استراتژیک قدرتهای بزرگ، میتوانند و باید از تجربه رفتار ترامپ در ونزوئلا درس بیاموزند. این حادثه به همه ما یادآوری می کند که تنها با انسجام داخلی، تقویت نهادهای ملی و هوشیاری در برابر تحریکات خارجی میتوان در مقابل سیاستهای شرورانه واشنگتن ایستادگی کرد. در این میان، تضعیف ساختارهای داخلی، همواره بستر مناسبی برای توفیق عملیاتهای مشابه خارجی در کشور فراهم میکند و می تواند آثار و عواقبی هولناک به همراه آورد.
